سرگرمی،موبایل،کلیپ،اس ام اس،فال،داستان - مطالب: طناب
صفحه اصلي · تالارهاي گفتمان سايت · بخشهاي سایت · آلبوم تصاوير · لینکستان · فال حافظ · تماس با ما پنج شنبه 05 اردیبهشت 1398
توجه

برترین مطالب
فال چینی برای ماه های سال - 1067048 بازدید
فال حافظ با معنی و تفسیر - 658521 بازدید
عکس های زنان صدام حسین - 412624 بازدید
جدول تبديل مقياس ها - 392492 بازدید
داستان جن - 369268 بازدید

فهرست
صفحه اصلي
تالارهاي گفتمان سايت
بخشهاي سایت
آلبوم تصاوير
لینکستان
جستجو
فال حافظ
نقشه سایت
تماس با ما


موضوعات سایت
فایلهای صوتی خنده ار (0)
کلیپ موبایل (2)
اس ام اس (25)
پس زمینه موبایل (2)
نرم افزار موبایل (2)
ترفند های موبایل (13)
بازی موبایل (1)
زنگ موبایل (0)
تم موبایل (3)
کلیپ فلش (0)
بازی فلش (1)
فال (16)
بيوگرافي بازيگران و خواننده ها (5)
مطالب جالب و زيبا (77)
داستان کوتاه و حکایت (44)
جوش صورت (3)
سلامت (19)
زيبايي (10)
کتاب هاي الکترونيکي (1)
ترفند هاي کامپيوتر (6)
ترفند هاي اينترنت (5)
داستان جن و روح (2)
جن (3)
روح (2)
موفقیت (20)
داستان های ملانصرالدین (6)
عکس های عاشقانه (0)
عکس های طبیعت (0)
عکس های عجیب و غریب (4)
عکس های خنده دار و طنز (4)
عکس های بازیگران و خواننده ها (1)
عکس های کاریکاتور (0)
عکس های متحرک (Gif) (0)
اخبار جدید (1)


آخرین مطالب ارسالی
فال و طالع بینی

فال روزانه فال حافظ کلیک کنید فال قهوه و چای


فال انبیا


طناب

طناب


داستان ما درباره کوهنوردی است که می خواست به بلندترین کوه صعود کند. پس از سال های سال تمرین و آمادگی، هنگامی که قصد داشت سفر خود را آغاز کند شکوه و عظمت پیروزی را پیش روی خود آورد و تصمیم گرفت صعود را به تنهایی انجام دهد.

او سفرش را زمانی آغاز کرد که هوا رفته رفته رو به تاریکی می رفت ولی قهرمان ما به جای آنکه چادر بزند و شب را زیر چادر به صبح برساند، به صعودش ادامه داد تا اینکه هوا کاملا تاریک شد. سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمی توانست چیزی ببیند. به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمی شد.  تاریکی مطلق. حتی ماه و ستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند.

همانطور که داشت بالا می رفت، در حالیکه چیزی به فتح نوک کوه نمانده بود، پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط کرد. در حال سقوط، چیز جز نقطه های سیاهی که به سرعت پیش چشمش می آمدند و سیاهی و تاریکی تابوت نمی دید. سقوط همچنان ادامه داشت . . . و در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگی اش را به یادمیاورد.

داشت فکر می کرد چقدر به مرگ نزدیک شده است که ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش حلقه خورد. وسط زمین و هوا مانده بود . . . تنها حلقه شدن طناب به دور کمرش مانع از سقوط کاملش شده بود، و در آن لحظات سنگین سکوت، چاره ای نداشت جز آنکه فریاد بزند: خدایا کمکم کن!!

ناگهان صدائی عمیق از دل  آسمان پاسخ داد:


*



از من چه می خواهی؟

*


نجاتم بده.

*


واقعا فکر می کنی می توانم نجاتت دهم؟

*


البته تو تنها کسی هستی که می توانی مرا نجات دهی.

*


پس آن طناب دور کمرت را ببر.


برای یک لحظه سکوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصمیم گرفت که با تمام توان مانع از پاره شدن طناب حلقه شده به دور کمرش شود.

روز بعد، گروه نجات گزارش داد که جسد منجمد شده یک کوهنورد در حالی پیدا شد که طنابی به دور کمرش حلقه زده بود و تنها 2 متر با زمین فاصله داشت!!!

و شما؟ شما تا چه حد به طناب خود می چسبید؟ آیا تا حال شده که طناب را رها کرده باشید؟

هیچگاه به پیام هایی که از جانب خدا برایتان فرستاده می شود شک نکنید. هیچگاه نباید بگوئید که خداوند فراموشتان کرده یا رهاتان کرده است. هیچگاه تصور نکنید که از شما مراقبت نمی کند. به یاد داشته باشید که او همواره مراقب شماست

نظرات
نظری فرستاده نشده است.
فرستادن نظر
نام یا ایمیل:

نظر:




Enter Validation Code:

امتیازات
امتیاز دهی فقط برای اعضا می باشد.

برای امتیاز دادن وارد حساب کاربری خود شوید و یا ثبت نام کنید.

امتیازی داده نشده است.

توجه

تصویر برگزیده

ورود
نام کاربری

كلمه عبور



آیا هنوز عضو نشده اید؟
برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.

آيا كلمه عبور خود را فراموش كرده ايد ؟
برای درخواست یک كلمه عبور جدید اینجا را کلیک کنید.

افزار های رایگان سایت

فال حافظ در سایت شما
جدول لیگ برتر در سایت شما
وضعیت آب و هوا در سایت شما
نرخ ارز و طلا در سایت شما
اس ام اس تصادفی در سایت شما
تاریخ شمسی در سایت شما
تقویم شمسی در سایت شما
تقویم روزانه در سایت شما
دعای امام زمان (عج) در سایت شما
اوقات شرعی  در سایت شما


لینک دوستان
پرشین استار - ستاره پارسی
فال تاروت اندروید
سرگرمی،اس ام اس،فال
پرشین فال,فال و طالع بینی
فال روزانه
میمند
تعبیر خواب

آمار

Copyright © 2008 por.ir * Hosted By:VISTACO.NET